ای گزافهگویِ عرصه تزویر و ای غرق گشته در لُجّه تکبّر و تحقیر!
باز از مَکمنِ جهل، بانگِ رسوایی برآوردهای و «دیپلماسیِ عزّت» را به «تمنّایِ ذلت» تعبیر کردهای!
بدان و آگاه باش که آنچه تو از سرِ بلاهت، «عذرخواهی و تسلیم» پنداشتهای، «سیاستِ حکیمانه امامت و امّتمحور» و «اقتدارِ برادرانه» در ساحتِ ژئوپلیتیکِ توحید است.
ما با همسایگانِ خویش نه با زبانِ داغ و درفش، که با منطقِ «الفت» و مصلحتِ «وحدت» سخن میگوییم تا ریشه غدّه سرطانیِ حضورِ شما را از این اقلیم برکنیم.
ای وارثِ نمرود!
اینجا ایران است؛ سرزمینی که در قاموسِ نظامیاش واژه «شکست» مفقود و در کتابِ رزمش، «عقبنشینی» ناموجود است. اگر امروز پیامی به منطقه صادر میشود، نه از سرِ اضطرار، که از موضعِ «اقتدارِ پایدار» است.
ما نه «قلدرِ خاورمیانه»، که «پناهِ مستضعفانِ عالم» و «کابوسِ مستکبرانِ عالم» هستیم. توهمِ «فروپاشی» را به گورِ سردِ پیشینیانت ببر؛ که این نظامِ الهی، شجره طیبهای است که ریشه در «خونِ خدا» دارد و طوفانِ تحریم و تشرِ تو، جز بر صلابتِ برگ و بارش نمیافزاید.
ما را به «ضربه» تهدید میکنی؟
بدان که زرادخانههایِ ما، ایمانِ جوانانی است که مرگ را بازیچه و شهادت را آرزو میدانند.
اگر چنگِ تعرض به سویِ این مرز و بوم و پارههایِ تنِ مقاومت دراز کنی، چنان «سجّیلی» بر سرت خواهیم کوفت که «فیلِ مستِ قدرتت» را به «عصفِ مأکول» بدل سازد.
هدف قرار دادنِ مردم و مناطقِ مسکونی، نه نشانه قدرت، که گواه بر «عجزِ نظامی» و «سقوطِ اخلاقیِ» رژیمی است که در میدانِ نبرد حریفِ مردانِ خدا نشده و اکنون به دریوزگیِ خونِ بیگناهان افتاده است.
ایرانِ مقتدر، «بازنده میدان» نیست؛ بلکه «طراحِ نظمِ نوینِ اسلامی» است. ما با اتکا به «ظرفیتهایِ بومی» و «غیرتِ علوی»، چنان بنبستی برایِ استراتژیهایِ فرسودهیِ شما خواهیم ساخت که راهی جز فرارِ مفتضحانه از این جغرافیا نداشته باشید.
«اینجا مهدِ دلیران است و مأمنِ شیران؛
هر که با آلِ علی درافتاد، برافتاد!
ما ایستادهایم، تا انهدامِ کاملِ هژمونیِ پوشالیِ تو!»
تاریخ انتشار :
1405/03/17 - 19:40
-
تعداد بازدید:
3